تبليغاتX
دوقلوهای زمستانی

دوقلوهای زمستانی

گرت پند خردمندان ز جان و دل نیاموزی فلک ان پند با تلخی بیاموزد تو را روزی

زاهدی بود،در کوه!   او، کوهی بود،ادمی نبود!   اگر ادمی بودی،میان ادمیان بودی،   که فهم دارند،و وهم دارند،و قابل معرفت خدا اند!   در کوه،چه می کرد؟   ادمی را، با سنگ چه کار؟!   میان باشو، تنها!...   نهی است از انکه به کوه،منقطع شوند،    و از میان مردم بیرون ایند!   و خود را،در...خلق ،انگشت نمای کنند!...  

+نوشته شده در چهارشنبه 1388/04/24ساعت17:35توسط سحروسعیده | |

سلام. خوبین؟ من یه  عذر خواهی  به همه ی شما بدهکارم... میدونم که خیلی دیر کردم،ولی بالاخره اومدم.... راستش ایندفعه میخوام براتون مطلبای کوتاه اما پر معنی از بزرگانی چون شمس تبریزی ،منصور حلاج، سعید ابوالخیر و بایزید بسطامی بذارم... باید کمکم کنین..چون اینجارو حسابی خاک گرفته.....

+نوشته شده در چهارشنبه 1388/04/24ساعت17:19توسط سحروسعیده | |